امنیت یک کالای عمومی است نه خصوصی، اگر هست باید برای همه باشد، اگر هم نیست برای هیچ کس نباید باشد، این نمیشود که شیعیان بتوانند انواع مراسم روحانی و فیض بخش خود را در فضایی آکنده از معنویت و آرامش برگزار کنند، اما سنی و درویش و سایرین مسجدشان بر سرشان خراب شود و زن و فرزندشان به اسارت روند. ترور بد است اگر کوچکترین کور سوی امیدی به احقاق حق از مجاری قانونی باقی باشد، اما دوستانی که ابراز انزجار از ترورشان فقط وقتی گٔل میکند که یک تعدادی از گروه غالب مذهبی یا نژادی کشور آسیب میبینند لطفا فکری به حال این مدل حق طلبی یک بام و دو هوای خود بکنند، حالا یا با تفکر یا به کمک تکنیک ساده گذاردن خود به جای اقلیتهای مذهبی و نژادی.
برای شروع بد نیست این گونه افراد خودشان را به جای اهالی این روستا بگذارند و بگویند چکار میکنند اگر جای آنها باشند. قضیه از این قرار است که یک ماه پیش کلیه خانههای یک روستای بهایی نشین اطراف ساری در هنگام فصل درو تخریب شد و زمینهایشان با حمایت استانداری، به وسیله شیعیان غیور روستاهای مجاور تصرف شد، البته در تمام این ۳۰ سال گذشته هم مردم بهایی این روستا از سکونت در خانههای خود محروم شده بودند و فقط اجازه داشتند چند روز از سال به هنگام درو به آنجا بیایند و با نظارت مقامات پلمب خانههای خود را برای چند روز باز کنند ولی امسال به همین میزان "رأفت اسلامی" نیز پایان داده شد و همه چیزشان را تخریب و تصرف کردند. شما را نمیدانم ولی من حق مقابله به مثل را برای هر انسانی قائلم، یعنی با توجه به سلب امید احقاق عدالت برای اقلیتها در ایران، اگر ساکنان بهائی رانده شده این روستا شبانه بروند و خانه و مزراع روستای متجاوز شیعه نشین مجاور را تخریب کنند، به نظر من زیاده روی نکرده اند، نظر شما چیست؟
No comments:
Post a Comment