Friday, January 14, 2011

دیروز قرقیزستان، امروز تونس، فردا ایران؟

برای خیلی‌‌ها این سوال هست که چرا تغییر حکومت‌های غیر مردمی در ایران به راحتی‌ تونس، قرقیزستان یا گرجستان انجام نشده، من اینجا دو دلیل را مطرح می‌کنم.

۱- دیکتاتور‌های مثل شواردنادزه در گرجستان، عسگر آقایف در قرقیزستان، مشرف در پاکستان یا بن علی‌ در تونس درد وطن داشتند و انسان‌های با شخصیتی بودند که تصور میکردند با تمرکز قدرت در دست خود بهتر میتوانند برای کشور و مردمشان کاری کنند. بدیهی‌ است که این دیکتاتوری‌های خیر خواه اگر مخالفت مردم را جدی ببینند و آنجا که ببینند منافع مردم با منافع شخصی‌ حاکمان تضاد پیدا می‌کند، با سهولت بیشتری حاضرند کنار‌ه گیری کنند و از سر راه مردم خود کنار بروند، اما نوع دوم دیکتاتوری مثل خامنه ای، صدام، یا کیم جونگ ایل در کرهٔ شمالی اصولاً افرادی هستند که کشور و ملت را در خدمت خود میخواهند و اگر استبداد میورزند نه به دلیل اینکه تصور میکنند منافع ملت با استبداد بهتر پیش میرود، بلکه صرفا برای تضمین بقای شخص دیکتاتور و تضمین آینده خانواده و اطرافیان دیکتاتور است.

از نظر خاستگاه طبقاتی و به خصوص از نظر شخصیت فردی امثال صدام یا خامنه‌ای مثل گدای بی‌ خانمانی میمانند که موفق شده وارد سالن پذیرایی‌ یک عروسی‌ بشود و در را به روی صاحبان مهمانی قفل کرده و تنهایی‌ با سفره عروسی‌ مشغول است، این چنین گدایی را نمیتوانید با اخم و اعتراض یا با هندوانه دادن زیر بغل و گفتن اینکه این کار برای شخصیت شما خوب نیست وادار کرد سفره افتاده را به صاحبان مجلس تحویل دهد. او از پایینترین سطوح و طبقات اجتماعی آمده و اصولاً آبرو و شخصیتی ندارد که بخواهد به خاطر حفظ احترام و عزت نفس قدرت را واگذار کند. بنابر این حاضر است با به خاک سیاه نشاندن مردم تمام منابع کشور را صرف تضمین بقای خود و نیروهای سرکوب کند. در مورد ایران عامل اضافه نقش خدا هم به مشکل اضافه شده که به ولی‌ فقیه این گستاخی را میدهد که با صراحت بیشتری اعلام کند که فقط به خدا پاسخگوست و تنها در صورت درخواست خدا و نه مردم حاضر است قدرت را واگذار کند.

۲-نظریه استبداد شرقی‌ کاتوزیان علت ضعف مردم در مقابل حکومت را در کشور‌های کم آب خوب توضیح میدهد، در سرزمینی که کم آبی‌ باعث پراکندگی و دور از هم بودن مراکز جمعیتی از یکدیگر است، سرکوب نسبتا آسانتر از جایی‌ است که در آن جمعیت در تقریبا تمام مناطق حضور به هم پیوسته دارد. به نظر من البته حضور یک کلان شهر مثل تهران امکان خوبی‌ است برای جنبش ها، اما اینکه مثلا بین تهران بزرگ تا شهر‌های اطراف مثل قزوین، همدان، اراک، سمنان، قم فاصله نسبتا زیادی هست که جمعیت قابل توجهی‌ هم در این فواصل زندگی‌ نمیکند، باعث میشود حکومت بتواند بر روی کانون‌های جمعیتی انگشت شمار نیرویش را متمرکز کند که اکثر این کانون‌های جمعیتی یعنی‌ شهر‌های متوسطی در حد و اندازه قزوین، زنجان، همدان، اراک توان مقاومت کوتاهی‌ دارند، بنابراین اگر کار به درازا بکشد خیلی‌ سریع فقط تهران و ۲-۳ شهر بزرگ مثل اصفهان و شیراز و تبریز میمانند و با تمرکز بیشتر نیروهای حکومت به زودی آن ۲،۳ شهر هم از محور شورش خارج میشوند و میماند تهران با کل نیروی سرکوب حکومت. در صورتیکه اگر آن وسط‌ها هم جمعیت بود، حکومت هیچ وقت توان تمرکز نقطه‌ای را پیدا نمیکرد و باید نگران همه جا میبود، در آن صورت ایجاد جرقه در هر نقطه‌ای با پیوستن مردم شهر‌های اطراف سریع تبدیل به یک شورش فراگیر میشد. به طور خاص مشهد به علت دور بودن از هر شهر بزرگ دیگری کمترین توان شورش را دارد، چون هیچ نیروی ذخیره مردمی دور و برش نیست.

اینکه مردم ایران به کوتاهی‌ متهم میکنند، حد اقل در مورد مردم امروز ایران انصاف نیست، درست است که اکثریت ملت در مقاطعی مثل اوایل انقلاب اشتباهت تاریخی‌ زیادی از خود نشان داده و شاید بشود گفت در سال ۵۸ حق این ملت جمهوری اسلامی بود، ولی‌ باید اذعان کرد که لا اقل در ۲ سال اخیر مردم نشان داده اند که به آنچنان رشد عقلی رسیده اند که شایسته حکومتی بهتر از این باشند و آنچه در توان داشتند هم در انتخابات و پس از آن انجام دادند. به نظر می‌رسد حکومت انتخاب خود را برای جدا کردن کامل راه خود از ملت گرفته و تنها شانس‌های مردم ایران یا از طریق مداخله خارجی‌ است که با روند فعلی ادامه سرکوب‌ها و تشدید فضای بسته داخلی‌ قطعاً روز به روز طرفداران بیشتری پیدا می‌کند و یا از طریق اقدام داخلی‌ و بهره برداری از فرصت‌های شوک گونه که همه اقشار را در سطح ملی‌ به خیابان میکشد به شرطی که اقدام ملی‌ در آن چنان زمان کوتاهی‌ انجام شود که فرصت تفکر و پیدا کردن خود را به حکومت ندهد.

آنچه افق ما را امیدبخش میسازد این است که در حالیکه پیوستن از اردوگاه سبز ملت به اردوی حکومت یک محال عقلی است، ریزش از اردوگاه حکومت به سمت اردوی ملت با دلایل مختلف ولی‌ با شدت فراوان در یک سال و نیم اخیر ادامه داشته و با اصرار و لجاجت شخص خامنه‌ای در ادامه مسیر بن‌بست، ادامه نیز خواهد داشت. زمان بهترین دوست و متحد ملت ماست!

No comments:

Post a Comment